کمک به کودک در دوران جدایی

چگونه به کودک خود در دوران جدایی و طلاق کمک کنیم؟

راهنمای رفتاری والدین برای کمک به کودک در عبور از دوران جدایی

برای یک کودک، طلاق فقط به این معنا نیست که پدر و مادر دیگر در یک خانه زندگی نمی‌کنند. گاهی یک اتفاق بزرگسالانه، تمام بخش‌های زندگی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ خانه‌ای که در آن زندگی می‌کند، مدرسه، برنامه خواب، رفت‌وآمدها و حتی روزهایی که قرار است پدر یا مادرش را ببیند.

ممکن است کودکی بعد از جدایی، بیشتر گریه کند، زود عصبانی شود، از رفتن به مدرسه امتناع کند یا مدام بپرسد: «کی دوباره با هم زندگی می‌کنید؟» کودک دیگری ممکن است ظاهراً هیچ واکنشی نشان ندهد و احساساتش را در خودش نگه دارد.

هیچ‌کدام از این واکنش‌ها لزوماً به این معنا نیست که کودک آسیب جدی و دائمی دیده است.

پژوهش‌های علمی نشان می‌دهند که آنچه در بسیاری از موارد بیش از خودِ جدایی بر سازگاری کودک اثر می‌گذارد، نحوه مدیریت رابطه والدین پس از جدایی، میزان تعارض میان آنها و کیفیت رابطه هر والد با کودک است. یک فراتحلیل گسترده از مطالعات مربوط به خانواده‌های طلاق‌گرفته نیز ارتباط میان تعارض والدین، شیوه فرزندپروری و سازگاری کودکان را بررسی کرده است.

به همین دلیل، یکی از مهم‌ترین کارهایی که والدین می‌توانند انجام دهند، ایجاد یک فضای عاطفی امن برای کودک است؛ حتی اگر رابطه خودشان دیگر مانند گذشته نباشد.

 

کودک نباید احساس کند که باید یکی را انتخاب کند

کودک معمولاً همچنان به هر دو والد خود وابستگی عاطفی دارد. حتی وقتی از رفتار یکی از آنها ناراحت است، ممکن است همچنان او را دوست داشته باشد.

این موضوع برای والدین گاهی دشوار است، به‌خصوص زمانی که جدایی با ناراحتی، خشم یا اختلافات شدید همراه بوده است. اما کودک نباید تبدیل به داور اختلافات شود.

جملاتی مانند «ببین پدرت چه بلایی سر ما آورد»، «مادرت ما را ترک کرد» یا «اگر من را دوست داری، طرف من باش» کودک را در موقعیتی قرار می‌دهد که برای حفظ رابطه با یک والد، احساس کند باید از والد دیگر فاصله بگیرد.

به جای این جملات، می‌توان خیلی ساده گفت:

«مشکلات بین من و پدرت/مادرت مربوط به بزرگ‌ترهاست. تو هیچ تقصیری نداری و لازم نیست بین ما یکی را انتخاب کنی.»

راهنمای آکادمی اطفال آمریکا نیز بر این نکته تأکید دارد که والدین باید تا حد امکان اختلافات خود را دور از کودک مدیریت کنند و او را وارد درگیری‌های میان خود نکنند.

 

بعضی کودکان بیشتر از آنچه نشان می‌دهند، نگران هستند

کودک ممکن است سؤال‌هایی بپرسد که در ظاهر ساده‌اند:

«اگر بابا بره، دیگه برنمی‌گرده؟»

«تو هم یه روز منو ترک می‌کنی؟»

«من باعث دعوای شما شدم؟»

پشت چنین سؤال‌هایی ممکن است ترس از دست دادن، احساس گناه یا نگرانی درباره آینده وجود داشته باشد.

در این موقعیت‌ها لازم نیست والد یک سخنرانی طولانی داشته باشد. گاهی یک پاسخ کوتاه و مطمئن‌کننده مؤثرتر است:

«نه، این اتفاق تقصیر تو نیست. من همیشه پدر/مادر تو هستم و قرار نیست دوست داشتنت تغییر کند.»

تکرار همین پیام ساده در هفته‌ها و ماه‌های بعد نیز اهمیت دارد. کودک برای باور کردن امنیت جدید زندگی خود، ممکن است به شنیدن چندباره این اطمینان نیاز داشته باشد.

 

احساس کودک را اصلاح نکنید

ممکن است کودک بگوید:

«من از طلاق شما متنفرم.»

یا حتی:

«من از بابا بدم میاد.»

پاسخ طبیعی یک بزرگسال ممکن است این باشد که سریع توضیح بدهد چرا کودک نباید چنین احساسی داشته باشد. اما همیشه لازم نیست احساس کودک را اصلاح کنیم.

گاهی بهتر است ابتدا فقط گوش کنیم.

«می‌فهمم که خیلی ناراحتی. این تغییر برای تو سخت بوده. اگر دوست داری درباره‌اش حرف بزنی، من گوش می‌دم.»

این جمله به کودک اجازه می‌دهد احساس خود را بیان کند، بدون اینکه مجبور باشد از والد خود دفاع کند یا احساس واقعی‌اش را پنهان کند.

هدف این نیست که تمام مشکلات کودک در همان لحظه حل شود. گاهی مهم‌ترین چیزی که کودک نیاز دارد این است که بداند احساساتش برای والدینش قابل‌قبول است.

 

زندگی کودک را تا جای ممکن منظم نگه دارید

وقتی زندگی خانوادگی تغییر می‌کند، کودک ممکن است احساس کند دیگر هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست.

در چنین شرایطی، برنامه‌های ساده روزمره اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند: ساعت خواب، مدرسه، تکالیف، فعالیت‌های ورزشی، دیدار دوستان و زمانی که با هر یک از والدین سپری می‌شود.

اگر کودک بداند شنبه کجاست، چه کسی او را به مدرسه می‌برد، چه زمانی والد دیگر را می‌بیند و چه زمانی به خانه برمی‌گردد، بخشی از اضطراب ناشی از ناشناخته بودن آینده کاهش پیدا می‌کند.

قرار نیست همه چیز دقیقاً مانند قبل بماند. اما ثبات در بخش‌هایی از زندگی می‌تواند به کودک کمک کند تغییرات بزرگ‌تر را راحت‌تر تحمل کند.

 

کودک را پیام‌رسان نکنید

یکی از اشتباهات رایج پس از جدایی این است که کودک به واسطه ارتباطی میان والدین تبدیل شود.

«به مادرت بگو پول مدرسه را بدهد.»

«به پدرت بگو چرا نیامد.»

«از مادرت بپرس دیشب کجا بوده.»

این جملات ممکن است برای والدین ساده به نظر برسند، اما برای کودک معنای دیگری دارند: او احساس می‌کند مسئول بخشی از اختلافات بزرگسالان است.

مسائل مالی، حقوقی، برنامه ملاقات و اختلافات شخصی باید مستقیماً میان بزرگسالان حل‌وفصل شوند.

حتی زمانی که والدین با یکدیگر اختلاف جدی دارند، بهتر است کودک تا حد امکان از نقش واسطه خارج بماند. پژوهش‌های گسترده درباره تعارض میان والدین نیز نشان داده‌اند که درگیر شدن کودک در تعارض می‌تواند با مشکلات عاطفی و رفتاری بیشتری همراه باشد.

 

وقتی کودک از خانه والد دیگر برمی‌گردد، بازجویی نکنید

«چه کسی آنجا بود؟»

«بابا درباره من چی گفت؟»

«مامانت با چه کسی بود؟»

«کجا رفتید؟»

اگر کودک احساس کند باید بعد از هر ملاقات گزارشی از زندگی والد دیگر ارائه دهد، ممکن است به‌تدریج احساس کند در حال جاسوسی میان دو خانه است.

پرسش‌های ساده‌تری مثل «خوش گذشت؟»، «امروز چه چیزی بیشتر دوست داشتی؟» یا حتی «اگر دوست داری درباره‌اش برام تعریف کن» فضای بسیار امن‌تری ایجاد می‌کنند.

اگر کودک خودش درباره اتفاقی صحبت کرد، بهتر است ابتدا گوش دهید و قبل از قضاوت یا واکنش، تلاش کنید منظور او را بفهمید.

 

محبت به معنای بی‌قانونی نیست

گاهی والدین پس از طلاق به دلیل احساس گناه، در برابر رفتارهای نامناسب کودک بیش از اندازه کوتاه می‌آیند.

ممکن است با خودشان فکر کنند: «الان شرایط سختی دارد، بگذار هر کاری می‌خواهد بکند.»

اما کودک حتی در دوران جدایی نیز به مرزهای روشن، قوانین متناسب با سن و نظم روزانه نیاز دارد.

تفاوت مهم این است که انضباط نباید به تحقیر، تهدید یا تنبیه شدید تبدیل شود.

کودک می‌تواند همزمان هم ناراحت باشد و هم مسئول رفتار خودش باقی بماند. والد می‌تواند بگوید:

«می‌دونم عصبانی هستی و حق داری عصبانی باشی؛ اما اجازه نداری به کسی آسیب بزنی.»

این ترکیبِ همدلی و مرزبندی، به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد، بدون اینکه تصور کند هر رفتاری به دلیل شرایط سخت زندگی قابل‌قبول است.

 

رابطه با هر دو والد؛ تا زمانی که برای کودک امن باشد

در شرایطی که مسئله‌ای مانند خشونت، سوءاستفاده یا خطر جدی برای کودک وجود ندارد، حفظ رابطه سالم و باکیفیت کودک با هر دو والد می‌تواند بخشی از فرایند سازگاری او باشد.

این به معنای نادیده گرفتن خطر یا مجبور کردن کودک به رابطه‌ای ناامن نیست. در شرایطی که امنیت کودک مطرح است، موضوع باید با کمک متخصصان و مراجع ذی‌صلاح بررسی شود.

اما در شرایط عادی، کودک نباید مجبور شود برای اثبات وفاداری به یکی از والدین، رابطه خود با والد دیگر را از دست بدهد.

 

چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیریم؟

همه کودکان بعد از جدایی به روان‌شناس نیاز ندارند. بسیاری از آنها در ابتدا واکنش‌های عاطفی نشان می‌دهند و با گذشت زمان و ایجاد شرایط باثبات‌تر، به زندگی جدید عادت می‌کنند.

با این حال، اگر مشکلاتی مانند اضطراب شدید، اختلال خواب، افت قابل‌توجه تحصیلی، پرخاشگری شدید، انزوای اجتماعی یا تغییرات رفتاری قابل‌توجه برای مدت طولانی ادامه پیدا کند یا شدت آن بیشتر شود، مشورت با روان‌شناس کودک یا متخصص سلامت روان می‌تواند مفید باشد.

کمک گرفتن از متخصص به این معنا نیست که والدین شکست خورده‌اند. گاهی یک متخصص می‌تواند به کودک و والدین کمک کند اتفاقی را که در خانه به یک موضوع دائمی تبدیل شده، در محیطی امن‌تر و با روش مناسب‌تری بررسی کنند.

پژوهش‌های مربوط به برنامه «New Beginnings» نیز نشان داده‌اند که آموزش مهارت‌های فرزندپروری، تقویت رابطه والد و کودک و کاهش تعارض می‌تواند به بهبود سازگاری کودکان خانواده‌های جداشده کمک کند. یکی از مطالعات تصادفی‌سازی‌شده این برنامه، ۸۳۰ والد دارای فرزند ۳ تا ۱۸ سال را بررسی کرده است.

 

چیزی که کودک بیش از همه نیاز دارد

بعد از جدایی، شاید نتوان همه چیز را برای کودک مثل گذشته نگه داشت. خانه ممکن است تغییر کند، برنامه زندگی عوض شود و خانواده شکل دیگری پیدا کند.

اما چند پیام مهم می‌توانند ثابت بمانند:

«این اتفاق تقصیر تو نیست.»

«تو مجبور نیستی بین ما یکی را انتخاب کنی.»

«می‌توانی درباره احساساتت با من حرف بزنی.»

«هر دو نفر ما مسئول مراقبت از تو هستیم.»

و شاید مهم‌تر از همه:

«دوست داشتن تو، با تغییر شکل خانواده ما تغییر نمی‌کند.»

هدف والدین پس از جدایی این نیست که کودک هرگز ناراحت نشود. جدایی یک تغییر واقعی در زندگی کودک است و طبیعی است که با احساسات مختلف همراه باشد.

هدف اصلی، فراهم کردن محیطی است که کودک در آن بتواند ناراحتی، خشم یا ترس خود را تجربه کند، بدون اینکه احساس کند امنیت، محبت یا جایگاهش در خانواده را از دست داده است.

شواهد علمی نشان می‌دهند که کاهش تعارض میان والدین، جلوگیری از قرار گرفتن کودک در مرکز اختلافات، حفظ رابطه سالم والد و کودک، ثبات در زندگی روزمره و استفاده از شیوه‌های مثبت فرزندپروری، از عوامل مهم در سازگاری کودک پس از جدایی هستند.

در نهایت، کودک به والدینی نیاز ندارد که در تمام لحظات این مسیر بی‌نقص باشند. او به والدینی نیاز دارد که بتوانند، حتی در میان اختلافات خود، یک پیام را برای او ثابت نگه دارند:

«خانواده ما تغییر کرده است، اما تو هنوز دوست‌داشتنی، ارزشمند و مورد حمایت هستی.»

 

منابع

American Academy of Pediatrics (AAP)Divorce and Separation: How to Help Your Child Adjust.

American Academy of Pediatrics (AAP)How to Support Children after Their Parents Separate or Divorce.

van Dijk, R. et al. (2020) — پژوهش و فراتحلیل درباره تعارض والدین، فرزندپروری و سازگاری کودکان در خانواده‌های طلاق‌گرفته، Clinical Psychology Review.

van Eldik, W. et al. (2020)The Interparental Relationship: Meta-analytic Associations with Children’s Maladjustment and Responses to Interparental Conflict, Psychological Bulletin.

Sandler, I. et al. — مطالعه تصادفی‌سازی‌شده برنامه New Beginnings برای خانواده‌های جداشده دارای کودک و نوجوان.